روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

174

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

فصل نهم از سلطانيه تا نيشابور روز يكشنبهء بيست و نهم ژوئن به راه افتاديم و شهر سلطانيه را كه سه روز در آن مقام كرده بوديم ترك گفتيم . اينك از اصطبلهاى حكومتى اسبهاى بسيار راهوارى بما داده بودند ، آنشب را در دهى كه « صايين قلعه » نام دارد خوابيديم . فردا ظهر در راه بدهى رسيديم كه « ابهر » نام داشت . همانشب بدهى رسيديم بنام « سگزى آباد » و در آنجا خوابيديم . اين آبادى بزرگى است كه در ميان بسيارى بيشه‌هاى پرآب قرار گرفته . فرداى آن يعنى چهار شنبه به قلعه‌اى رسيديم كه اخيرا ويران و خالى از سكنه گشته بود . نقل كردند كه تيمور با همراهان تقريبا يك ماه پيش از آن محل گذشته است و چون در آنجا به قدر كافى غله نيافته و كاه و يونجه جهت سير كردن گاوان و اسبان همراهانش نبوده ، بمردان خويش دستور داده است تا كمبود تداركات را از حاصلى كه اينك بر روى زمين آمادهء درو بود ، جبران كنند . سپس همراهان و لشكريان وى ، چون تيمور از آنجا به راه افتاد ، فورا دست به دزدى و غارت گشادند و آنچه بجاى مانده بود بردند و به اين سبب مردم آن جلاى وطن كردند . اكنون نيز گروهى از مردان كه صد اسب در اختيار داشتند و همه متعلق به چاپارخانه بود كه توصيف آن گذشت ، در آن محل مقيم بودند . از سلطانيه تا اينجا دو منزل راه پيموده بوديم كه در آن ميان هيچ اسب حكومتى آماده براى استفادهء ما يا اسبى كه بتوان